تبليغاتX
پری دریائی

پری دریائی

جواب پست قبل رو توی قسمت نظراتش دادم .

چند روز پیش یه برنامه نشون میداد که یه سری نکات خیلی جالبی رو ازش یاد گرفتم . چند تاشو براتون مینویسم ، شاید بدردتون بخورن . نکته آخر رو هم لطفا مامانای بچه دار نگاهی بندازن :

۱ . برای اینکه رنگ لاک روی ناخنهاتون بیشتر بمونه ، اول ناخونها رو با سرکه خیس کنین و بعد روش لاک بزنین .

۲ . برای پاک کردن شمعهای آب شده روی جاشمعی یا میز یا هرجای دیگه ، اول اونو با سشوار داغ و مایع کنین و بعد با یه دستمال راحت پاکشون کنین .

۳ . برای گرفتن پرز گرد و خاک و یا موی حیوانات از روی لباستون و یا مبلتون ، از دستکش معمولی ظرفشوئی استفاده کنین . روی پرزها بکشین و راحت جمعشون کنین . برای راحت تر باز کردن در لاک یا شیشه های مربا هم میشه از همین دستکش ظرفشوئی استفاده کرد .

۴ . اگر یک لباسی دارین که رنگ میده و میخواهید که موقع شستن ، رنگش ثابت بمونه و رنگ نده ، اونو با آب سرد و کمی سرکه و نمک بشوئید .

۵ . برای شستن درز لای کاشیهای حمام از خمیر دندان و یه مسواک با پرزهای خشن استفاده کنید . اگر هم اصلا وقت سابیدن ندارین ، کمی مایع ظرفشوئی مخصوص ماشین ظرفشوئی رو روی کاشیها و لای درزهاش بریزین و بذارین شب تا صبح بمونه و صبح فقط آب بکشینش .

۶ . لکه های صابون روی شیرهای دستشوئی رو با سرکه سفید تمیز کنین . عین ماه میشه . ( البته بنظر من اگر کلا صابون جامد استفاده نکنین و بجاش برای دستشوئی  و حتی حمام از صابون مایع استفاده کنین ، دستشوئی و حمامتون خیلی خیلی کم لک میوفته و همیشه برق میزنه )

۷ . برای پاک کردن ظروف نقره : آب کمی داغ رو با یک قاشق نمک و یک قاشق مایع water softner قاطی کنین ( نمیدونم ایران هم هست یا نه ) و بعد توی ظرفتون یک لایه از این فوبل های آلومینیومی بذارین . فرقی نمیکنه که طرف براقش باشه یا ماتش . بعد ظروف نقره رو درش بذارین . درعرض دوثانیه تمیز و براق میشن . فقط دقت کنین که ظروفتون ، جواهر و یا از این قسمتهای آنتیک سیاه شده قدیمی نداشته باشه . بعد هم با آب سرد اونو آبکشی کنین و در آخر خوب خشکش کنین .

۸ . برای اینکه آینه حمامتون موقع دوش گرفتن اصلا بخار نکنه ، کمی کف ریش ( فرقی نمیکنه که چه مارکی باشه ) روی آینه بزنین و بعد به همه جاش بمالین و در آخر هم با یه دستمال خوب پاکش کنین . دیگه شیشه بخار نمیکنه و این بخار نکردنش تا چهار هفته هم میمونه .

۹ . دیدین که کاغذ کادوها رو که نگه میدارین ، معمولا لبه هاشون تا میشن و خراب . برای اینکه سالم نگهداریشون کنین ، اونارو بعد از لوله کردن ، توی یک جوراب شلواری نایلون زنونه بکنین . میشه در آخر هم از یک چوب رختی آویزونشون کنین و گوشه کمد بذارین .

۱۰ . برای پاک کردن لکه جوهر خودکار و یا ماژیک و یا لکه رژ لب  : اول اسپری مو ( تافت ) بهش بزنین و بعد یک صابون خشک رو روش اونقدر بکشین تا لکه محو بشه و در آخر با آب سرد خوب آبکشیش کنین . ( همه لکه ها بجر لکه های چرب رو با آب سرد بشوئین )

۱۱ . برای تمیز کردن ظروف مسی اول یک لیمو رو از وسط ببرین و بعد کمی بهش نمک بزنین و بعد ظروف مسی رو باهاش تمیز کنین . در آخر هم با آب سرد شسته و خوب خشک کنین .

۱۲ . برای پاک کردن خط خطهای روی لباس حاصل از این دئودورانتهای زیر بغلی هم از جوراب نایلون زنونه استفاده کنین .

نکته آخر هم اینه : چند وقت پیش که بهدونه یه سرماخوردگی جرئی داشت و فقط آب بینیش میومد ، من فکر کردم هیجیش نیست . اما بعد از چند روز گوشش چرک کرد با تب بالا . از دکترش که پرسیدم که چرا بجه ها گوششون چرک میکنه ( توجه داشته باشین که برطبق آمار ۹۵٪ بچه های کانادائی زیر هفت سال حداقل یکبار عفونت گوش میگیرن ) بمن گفت که وقتی بینی بچه روونه ، حتما حتما باید روزی دوبار با سرم فیزیولوژی پاک بشه . هربار دوتا فرت فرت واسه هر سوراخ بینی . وگرنه این مایع میزنه به گوش و یا سینه . این مهمترین کاریه که توی هرسرماخوردگی هرچقدرم خفیف برای بچه هاتون میتونین بکنین . برای اینکار هم دونفر لازمه که یکی بچه رو بخوابونه و سرشو کمی رو به پائین نگهداره و نفر بعدی کار ریختن سرم فیزیولوژی رو بکنه . درضمن این متخصص کودکان بما گفت که اگر هم بچه این سرم فیزیولوژی رو قورت بده و بیرون نریزه که چه بهتر . گفتم شاید این نکته بدردتون بخوره .

 

+ نوشته شده در  14 Jun 2007ساعت 2:40 PM  توسط دریا  | 

به این لینک یه نگاهی بندازین . خیلی جالبه . رتبه جهانی سه هزار دانشگاه رو در دنیا نشون میده . جالبیش اینه که تمام بهترین دانشگاههای دنیا در آمریکا هستن . بهترین دانشگاه دنیا ، دانشگاه ماساچوست هست . استنفورد در رتبه دوم و هاروارد در رتبه سوم قرار داره .  از دانشگاههای کانادائی دانشگاه تورونتو در رتبه ۲۳ و دانشگاه اصلی شهر ما یا Universisity of British Columbia در رتبه ۳۶ قرار داره . و اما بین دانشگاههای ایران ، دانشگاه تهران در رتبه جهانی ۱۴۶۳ قرار داره ! و دانشگاه صنعتی شریف در رتبه ۲۸۴۴ قرار داره ! جالبه نه ؟!

+ نوشته شده در  11 Jun 2007ساعت 4:22 PM  توسط دریا  | 

۱ . حال دخملک ما بهتره اما حسابی لاغر شده . خیلی مرسی از محبتهای همتون .

۲ . دوتا بار خیلی سنگین تو این ماه اخیر برداشتیم که امیدوارم به راحتی و بی مشکل بتونیم به مقصد برسونیمشون . یکی رو که زحمتش تمام و کمال بدوش رشاست . خیلی خیلی ازش ممنونم بابتش . عاشقشم . اونقدر خوشگل و دوست داشتنیه که نمیشه توصیفش کرد . میدونم که همش بخاطر دلخوشی منه . هزار بار مرسی .

۳ . بار دیگه هم ماجرای درس خوندن منه . بالاخره همه چیز جفت و جور شد و برای کلاسهام هم ثبت نام کردم . همون چیزی که فکر میکنم استعدادشو دارم و یه عمر عاشقش بودم . فقط مسئله ای که هست اینه که با بچه همه کاری سخته . واقعا امیدوارم که از پسش بربیام . چون تو این مملکت هم درس خوندن خیلی گرونه و هم فشار کار کون آدمو پاره میکنه . واسه هر یک ساعت کلاس ، گفتن که حداقل سه ساعت تکلیف خونه دارین . واویلا .

 ۴ . اینروزا توی خیلی از نقاط اطرافمون سیل راه افتاده . بخاطر شکستن رکورد بارش برف که توی زمستون داشتیم و اینروزا درحال آب شدن هستن . این بارون هم که دیگه غوز بالا غوز شده . میدونین تاحالا چند هزار خونه زیر آب رفتن ! هی گفتیم اینجا بهشته . بهشته . چشم خوردیم والا . فکر نکنم ونکوور تاحالا همچین سال سختی بابت مشکلات با باد و طوفان و بارون و رعد و برق و آتش سوزی و برف و قطع برق و شکستن درختها و خیلی چیزای دیگه دیده باشه . میگن این مملکت دو سوم آبهای شیرین دنیارو داره . همینم شده بلای جون مردمش . تو خبرا میبینم که خونه های مردم چجوری زیر آب مدفون میشه و چجوری  تند تند کیسه های شنی رو پر میکنن و دست بدست هم میدن تا شاید بتونن جلوی ورود آب رو به خونه هاشون بگیرن . این اتفاق سال ۱۹۸۴ هم افتاده بود . آدم فکر میکنه بعد از اینهمه سال باید با اینهمه پیشرفت تکنولوژی ، یه تغییری توی کنترل بلاهای طبیعی پیش اومده باشه . 

۵ . اینجا هم مثل همه جای دنیا قتل هست ، بدبختی  هست ، فحشا هست ، مواد مخدره هست و خیلی چیزای دیگه که همه جای دنیا هست . اما درصد اینجور مسائل خیلی کمتر از جاهای دیگه است . با ایران هم که اصلا قابل مقایسه نیست . معمولا با هر اتفاقی کلی سرو صدا میکنن و سعی میکنن که یه سری پیشگیریهایی رو هم انجام بدن . مثلا سه هفته پیش به یه خانومی توی محوطه مترو حمله شده و کیفشو زدن . حالا چراغهای روشنتر و بیشتری تو محوطه گذاشتن و دوربینهای مخفی بیشتری هم کار گذاشتن . همیشه هم جاهایی هست که با فشار دادن یک دکمه برای کمک یه مامور پلیس بفرستن . اما جالبیش اینه که پلیس راه افتاده و توی خیلی از ایستگاهها بین خانومها سوت پخش میکنه که اگر مشکلی براشون پیش اومد ، با زدن اون جلب توجه کنن ! 

۶ . ببخشید که توی این مشکلاتی که برات پیش اومده ، هیچ کاری جز انرژی مثبت فرستادن ازم برنمیاد . میدونم که خیلی نگرانی . من بیشتر از تو . ایشالا که همه چیز براحتی حل بشه که خواب راحت رو ازمون گرفته .

۷ . چقدر از prime minister مملکتمون بدم میاد . 

۸ . فکرشو بکنین که بچه آدم شدیدا مریضه . چند روزه اصلا نه غذا میخوره و نه حتی آب . شبها یه خواب راحت نداریم . تبش هم پائین نمیاد و مدام نق میزنه و یا گریه میکنه . یک عالمه کارای نیمه تمام هم سرتون ریخته . تازه آخر ماه باید اسباب کشی هم بکنین و این یعنی فاجعه . بعد از اون سر دنیا یکی زنگ میزنه . عوض اینکه بگه همه چیز درست میشه و نگران نباش و خلاصه فقط یه ذره هم دردی ، پشت سر هم میگه حتما بچه رو لخت میبری بیرون و لباس کافی نمیپوشونی . حتما حمامش میکنی و با موی خیس میبری بیرون . حتما غذای خوب به بچه نمیدی و آبمیوه کامل نمیدی و حتما بخاطر اینه که بهش ویتامین نمیدی و حتما ....... هی میگه و میگه و میگه . مخ آدمو سوراخ میکنه . بابا مگه تو اصلا اینجایی که هی حکم صادر میکنی . مگه من مریضم که کاری بکنم بچه مریض شه . مگه اصلا بقیه بچه ها مریض نمیشن . مگه مریضی از طریق ویروس و باکتری نیست که اونم تو محیط زیاده .  مگه ندیدی که من به این یه فسقل بچه چقدر میرسم . بعد که میام جوابشو بدم ، ناراحت هم میشه و میگه که اااا مگه من چی گفتم . تو حتما خسته هستی و یا کم خوابیدی که ناراحت میشی از حرفای من ! یعنی یک ذره هم به عقلش نمیرسه که شاید مشکل از خودشه و حرفاش . آخرشم میگه میدونی چیه ، ناراحتم بشی مهم نیست . من حرفمو میزنم . چون  صلاحتونو میخوام !!


Wife : You always carry my photo in your handbag to the office. Why

Husband : When there is a problem , no matter how impossible , I look at your
picture and the problem disappears

Wife : You see, how miraculous and powerful I am for you

Husband: Yes, I see your picture and say to myself , What other problem can
there be greater than this one


Girl : When we get married , I want to share all your worries , troubles and
lighten your burden

Boy : It's very kind of you, darling , But I don't have any worries or
troubles

Girl : Well that's because we aren't married yet


A newly married man asked his wife : Would you have married me if my father
hadn't left me a fortune

Honey , the woman replied sweetly , I'd have married you NO MATTER WHO
LEFT YOU A FORTUNE


Interviewer to Millionaire : To whom do you owe your success as a
millionaire

Millionaire : I owe everything to my wife

Interviewer : Wow, she must be some woman . What were you before you married
her

Millionaire : Billionaire


به این لینکهای زیر هم نگاهی بندازین . خنده دارن :

کلاس درس

یه آخوند باحال

سگ باهوش رقاص

ویدئو کلیپ های خنده دار

 

  

 

+ نوشته شده در  9 Jun 2007ساعت 2:59 PM  توسط دریا  | 

هوا داغ داغه . باد توی گوشهام هو هو میکنه . برگها میرقصن . همه جا امن و آرومه . یکطرف بچه ها میدون . بزرگترها بدنبالشون . آفتاب تنمو میسوزونه و چقدر لذت بخش .

من با تمام وجودم شادم . مثل مستها میدوم . فسقل بدنبالم . باهم جیغ میکشیم و میخندیم . دنبال مرغهای دریایی میدویم . دنبال آب . دنبال هوا . دنبال قاصدکها . دنبال عشق . دنبال هیچی . دنبال همه چیز . زندگی یعنی همین . و من چه شادم .

اینو برای ما مینویسم . که یادمون بمونه .

یاد دستهامون که فقط برای نوازش همند . برای محکم بغل کردن . برای اینکه بهم بفمونن که چقدر واسه هم عزیزن . برای باهم بودن .

برای چشمهامون که همیشه برای هم مهربونن . از نگاهشون تب عشق رو حس میکنی ؟ اینکه چقدر بهت افتخار میکنن . اینکه همه دنیاشونی . این آرامشو ، این لذتو میبینی ؟

برای پاهامون که دنبال آیندمون میدون . آینده من و تو اون فسقل . مثل  قاطر های شاد و چموش . بیخیال از همه چیز .

بعضی وقتا زندگی سخته . پر از خستگی و نگرانی . بعضی وقتا هیچ احساسی رو تو آدم بوجود نمیاره . همون وقتایی که دچار روزمرگی میشیم . اما مهم نیست . این ضد و نقیضها مال ما آدمهاست . جزئی از وجودمونه . عوضش روزای شیرینش بس دلچسبه . همون وقتایی که هیچ چیز خاصی اتفاق نیوفتاده . همون وقتایی که سالمیم و شاد . همون وقتایی که باهمیم .

فقط تو میدونی که اینروزا چقدر چقدر هیجان دارم . چقدر آینده برام هیجان انگیزه . میخوام از حالم لذت ببرم ولی لحظه شماری میکنم واسه آینده ای که اعتقاد دارم از حالم شیرینتره . امیدوارم همینطور باشه .

اینم تقدیم بتو :

THOSE WERE THE DAYS


حال دخترم اصلا خوب نیست و من گاهی واقعا مستاصل میشم . سه شبه که خوب نمیخوابه اما دیشب بدترین شب عمرش بود . دلم میخواست میتونستم که بوسه هام آتیش تنشو بگیرم . لب به هیچی نمیزنه . تاحالا اینقدر حالش بد نبوده . چقدر آرزوی بودن مامانمو درکنارم دارم . حتما اگر اون بود همه چیز زودی خوب میشد .

 

+ نوشته شده در  1 Jun 2007ساعت 2:18 PM  توسط دریا 

چهارم خرداد تولد پرنسس کوچولوی ما بود و دیروز براش جشن گرفتیم . عزیز دل مامان و بابات تولدت مبارک باشه . امیدوارم که سالیان سال باشیم و بزرگ شدن و خانوم شدنتو ببینیم . ببینیم که همینطور با انرژی و با اراده وشاد هستی . سالم سالم . هیچ آرزویی تو زندگی بجز دیدن به ثمر رسیدن میوه زندگیمونو ندارم . آخر عشقی .

 

پ ن : این دوروز گذشته همش به مهمونی و رقص و پایکوبی گذشت . عین مهمونیای ایران . بخور و بنوش و بحرف و بقر . حسابی شلوغ پلوغ . روز قبل از تولد بهدونه ، تولد یکی دیگه از دوستامون بود و بهممون خیلی خوش گذشت . اما الان بهدونه حسابی مریضه .

 

+ نوشته شده در  29 May 2007ساعت 1:53 AM  توسط دریا  | 

میگن که ونکوور یکی از بهترین شهرهای دنیا برای زندگیست . اینم یه روی دیگه سکه :

http://www.youtube.com/watch?v=XH3IIzpwEhk

 

میشه یکی بگه من چجوری میتونم از وبلاگم بک آپ بگیرم . پیشاپیش ممنون

 

+ نوشته شده در  24 May 2007ساعت 4:4 AM  توسط دریا  |