تبليغاتX
پری دریائی

پری دریائی

 

تو سفرمون به هاوایی به خاطر دخملمون از باغ وحشش هم دیدن کردیم . باغ وحش خیلی کامل و قشنگیه . طراحی فضای سبزش حرف نداره . جالبترین منظره ای هم که دیدم این بود که بالای یه سری درخت خیلی خیلی بلند یک عالمه طاووس بودن . من اصلا نمیدونستم که طاووسها هم میتونن پرواز کنن . اونم با همچین دمهای بلندی ! عکس زیری هم از همون درختایی هست که تارزان ازشون آویزون میشد .

یه روز بعد از ظهر هم تور گرفتیم و دور جزیره رو گشتیم .

اول مارو به یک معبد بودائی ژاپنی بنام بردن Byodo-In Temple . این معبد دقیقا شبیه یکی از معابد ژاپنی در جنوب کیوتو ساخته شده که قدمت نهصد و پنجاه ساله داره . از اونجایی که حدود ۲۴ درصد جمعیت هاوایی رو ژاپنی ها تشکیل میدن ، این معبد رو در حدود سال ۱۹۶۰ بمناسبت صدمین سالگرد مستقر شدن اولین مهاجران کارگر ژاپنی ( برای کار در مزارع نیشکر)  در این جزیره ساخته اند .

عکس زیری از مجسمه بودا هست به ارتفاع نه فوت که بزرگترین مجسمه تراشیده از چوب در نهصد سال اخیره و با روکش طلا پوشیده شده .

بعد هم از قسمت شرقی شهر که زمانی مرکز مهم کاشت آناناس و نیشکر بود دیدن کردیم . عکس زیری از درختان بومی هاوایی هست که از آفریقا به اینجا آورده شده و چهار فصل سال گل دارن .

 بعد به قسمت شمالی جزیره رفتیم که معروفترین ساحلهای موج سواری در دنیا رو دارن و مرکز برگزاری مسابقات جهانی هست . در فصل موج سواری که همون دسامبر و ژانویه هست ، ارتفاع موجها به اندازه یک ساختمان سه طبقه میشه . راستی تو دریاشون کوسه هم زیاده اما میگن مرگ میر بخاطر حمله کوسه درحدود دونفر درساله که خیلی کمتر از مرگ و میر بخاطر افتادن نارگیل رو کله است !

شب آخرهم رفتیم دیدن سیرک هاوایی . هی بهدونه میپرسید کجا میریم . منم اشتباه کردم و بهش گفتم همونجایی که دلقک دارن . برنامه شون بیشتر آکروبات بازی بود اما جالب و سرگرم کننده بود . اصلا هم یادم نبود که یکی از برنامه های تلوزیونی مورد علاقه دخملمون clown town هست و بدبختانه این سیرک یه دونه هم دلقک نداشت . به خاطر همین از اول برنامه تا آخرش فقط یه بند پرسید پس کلاون ها کجان؟  

از رقصهای محشری هم تو چند روز اخیر به مناسبتهای مختلف دیدم هم نگم بهتره . اونقدر هیجان انگیز و قشنگ هستن که قابل تعریف نیست . فوق العاده فوق العاده عالی . یکی از این دامنهای ریش ریشی برگی رو تن بهدونه کردم با یه گل سرخابی رو سرش و دوتا نارگیل جای سوتینش با یه گردنبند گوش ماهی  . ( ست این مدل لباس رو همه جا به قیمت ده دلار میفروشن ) دم دریا همه براش حسابی غش و ضعف کردن . 

 

شب آخر اقامتمون هم دم یکی از استخر های هتل رقص آتیش برگزار کردن و بعدش هم بمدت ده دقیقه یه آتیش بازی قشنگ راه انداختن  . حسن ختام خیلی خوبی بود .

عکسای زیری هم از محوطه درون فرودگاه هانولولو هست .

 

 اینهم چند تا لینک جالب : من نمیدونم که چجوری میشه تو وبلاگم  فیلمهای یوتیوب رو بذارم که همه لذتشو ببرین . اگر میشه بهم بگین چجوری تا براتون بذارم .

موج بزرگ

رقص محلی

رقصهای محلی در مرکز Polynesian Cultural Center

 

پ ن : آقا جون من این عکسارو میذارم اینجا که یکم از این روزمرگی های زندگی حواستون پرت بشه . من نه ادعای اینو دارم که دارم درس تاریخ و جغرافی میدم و نه اصلا برام مهمه که اوقات فراغتتون رو پر کنم . هرچی اینجا مینویسم همون چیزایی هست که دیدم و شنیدم و یا جایی خوندم و اصلا از صحت و سقمشون خبر ندارم . فقط هم واسه این هر از گاهی یه چیزی مینویسم که دوستام که اینجارو میخونن ، از حالم باخبر باشن . وگرنه اونقدر مشغله دارم که وبلاگ جایی تو زندگی روزانه ام نداره و از این بابت خیلی هم خوشحالم . نیاین هی یقه منو واسه هر غلطی پاره پوره کنین . اگر نوشتم کشور هاوایی ، منظورم همون ایالت هاوایی بوده . اولش که گفتم که برای وارد شدن به کشور آمریکا.... نه ؟ اما اینو مخصوصا  برای این نوشتم که به گفته راهنمای تورمون، با وجود اینکه سالهاست که از استعمار هاوایی میگذره ، اما مردم هاوایی که اونجا بدنیا اومده باشن ، هیچ وقت نمیگن که اهل آمریکا هستن و خودشون رو Hawaiian مینامند و دیگه اینکه اهالی اونجا از هر کشوری که پیشینه شون باشه ، اون رو فراموش نمیکنن و نسل اندر نسل اونو میگن . مثلا خیلی ها نسلسون برمیگرده به هفت کشور مختلف و بعد با یکی ازدواج میکنن که اونم اجدادش از هشت کشور مختلف هست . بچه شون اصلیتش میشه مال ۱۵ کشور مختلف! اینا رو راهنمای تورمون که اهل هاوایی بود گفته نه من . مردمش هم وقتی که میفهمیدن که ما اهل کانادا هستیم ، میگفتن که هاوایی توریست آمریکایی و کانادایی زیاد داره .    

خوش باشین  

 

+ نوشته شده در  19 Apr 2008ساعت 2:50 AM  توسط دریا  | 

صبح زود بیدار شدیم و با کمال آرامش بعد از دادن بارهامون رفتیم به سمت اداره ایمیگریشن آمریکا . از اونجایی که محل تولد ما ایرانه و در چند سال اخیر هم سفر به ایران داشتیم، هربار که به آمریکا وارد میشیم باید انگشت نگاری بشیم. جلومون یه دختر کانادائی نشسته و داره زار زار گریه میکنه و هی میگه بعد از یک عمری برنامه مسافرت ریختیم و اینطوری شد . قسمت انگشت نگاری معمولا اونقدر آدمو معطل میکنن که بعضیها مثل همین دختره ( البته کار پسری که باهاش بود طول کشیده بود و بنظر میرسید که از اهالی کشورهای جنوبی آمریکا باشه ) پروازشون رو از دست میدن . بعدش هم یه خانوم و آقای ایرانی اومدن جلومون نشستن و گفتن که اونا هم دفعه پیش پروازشون رو به لوس آنجلس از دست دادن . دیگه نوبت این بود که مارو صدا کنن که یک دفعه سه چهار نفری بدون نوبت و فقط با حرف زدن با مامورها رفتن تو . یکیشون هم یه سرباز کانادایی بود که همون پرواز مارو داشت . وقت پرواز ماها هم داشت دیر میشد و من واقعا کفری شده بودم و رفتم کمی بلند بلند با یکی از آفیسرها حرف زدم که چه معنی داره که هرکی میاد و بی نوبت میره تو ... خلاصه اگر بدونین با چه حرص خوردنی کارمون رو کردیم و بدو بدو به سمت چک کیفهای دستیمون رفتیم و من بهشون گفتم هرچی میخواین بردارین و بذارین ما بریم .  ما با سرعت نور دویدیم به سمت گیت پرواز و دیدیم که در رو بستن و هواپیما آماده بلند شدنه . واقعا از شانس ما بود که پروازمون چند دقیقه تاخیر داشت و تونستیم بگیریمش . تو هواپیما از استرس اشکم دراومده بود و هی میگفتم که محاله پامو بذارم این کشور خراب شده .

پنج ساعت و نیم پرواز داشتیم . به ایالت زیبای هاوایی . جزیره OAHU شهر هانولولو . هوای مست کننده . آفتاب داغ . ساحلهای شنی محشر . شهر غرق گل مخصوصا انواع ارکیده های رنگارنگ . پر از پرنده های خوش صدا . همه چیز یه رنگ دیگه داره . هر چی از قشنگی اینجا بگم کمه . یه بهشت واقعی . جای همتون واقعا خالی .

قسمتی از شهر که خیلی زیباتر درست شده و محل تجمع بیشترین هتلها و توریستهای شهره ، Waikiki نام داره و هتلی که ما توش بودیم واقعا زیباترین جای این منطقه بود . Hilton Hawaiian Village

 

 

این هتل تشکیل شده از ۶ برج بزرگ و چند تا استخر بینشون که درست چسبیده به دریاست . تمام فروشگاههای مارک معروف اینجا شعبه دارن و پر از انواع رستورانهای جور واجوره . هر گوشه هتل یه گروهی دارن موسیقی میزنن و پر از انواع پرنده های مختلف و قشنگ از کبوتر و قمری و طوطی گرفته تا پنگوئن و فلامینگو و ... است .

 

عکس زیری از منطقه ای در هتل هست که به شکل یک دهکده ژاپنی درست شده .

عکس زیری هم قسمت رزرو تور امریکن اکسپرس در هتله .

هاوایی تشکیل شده از ۶ جزیره آتشفشانی . یکی از قشنگترین جزیره های با طبیعت زیبا هم جزیره Maui هست  . تنها جزیره ای که هنوز آتشفشان فعال داره ، big Island هست . همین جزیره اواهو که ما رفتیم از دو جزیره تشکیل شده که وسطشون با فوران گدازه ها به مرور به هم چسبیده شدن .

ادامه دارد ............

 

پ ن : عکسهای این پست همه مال هتلمون هست

 

+ نوشته شده در  10 Apr 2008ساعت 11:30 PM  توسط دریا  | 

سال نو همه شما ایرانیهای دلپاک و دوست داشتنی مبارک باشه . برای تک تکتون آروزی سالی سرشار از سلامتی و دلخوشی و آرامش میکنم .

هفته آخر امتحانامه و بیشتر شبها یکی دوساعت بیشتر نمیخوابم . از همه شما دوستای عزیز دلم ممنون بابت تبرکها و مهربونیاتون . هفته دیگه از خجالتتون درمیام .چند وقت پیش یه دوستی بهم گفت که زندگیم مثل یه action movieمیمونه . اگر براتون تعریف کنم که روزهام چه جوری میگذرن خنده تون میگیره. شب فقط دوساعت خوابیدم . دختره رو صبحونه دادم و خودمم یه چیزی قورت دادم که غش نکنم . ناهارشو درست کردم و سر ساعت نه و نیم بردمش مهدکودک و بعدش رفتم خونه و یک ساعت رو نقشه هام کار کردم و بعد گاز دادم مطب جراح و دوساعت ونیم جراحی شدم و بعد اومدم بیرون . به رشا زنگ زدم که کارم تموم شده . تمام تنم میلرزید و همه دهنم پر خون بود . عین بیشتر مریضها که بعد عمل لرز دارن و گریه شون میگیره، منم دلم فقط یه بغل نرم میخواست که لوسم کنه . بعد عین آدمای مست که تلو تلو میخورن تا خونه رو پیچ و واپیچ رانندگی . خیلی درد داشتم اما خوشبختانه چند ساعتی بیشتر نبود . با همون حالم رو پروژه هام کار کردم . ساعت پنج و نیم دختره رو از مهدش برداشتم . یه عصرونه کامل بهش دادم و کمی باهاش  مشغول بودم تا رشا بیاد و تحویلش بگیره . بعد تا ساعت ۸ صبح فرداش رو پروژه هام کار کردم . این وسط هم شام دختره رو دادم و کتاب قبل خوابشو خوندم و خورده فرمایشات دیگه....  بعد یک ساعت و نیم خوابیدم . خداییش اصلا نمیتونستم بیدار شم و فقط بهدونه که شروع کرد رو شکمم بپر بپر کردن ، خواب از سرم پرید  و بعد رفتم سر کلاسهام . نیم ساعت زنگ تعطیل بین کلاسهارو بدو بدو یه چیزی خوردم و کارهای یکی از پروژه هامو که باید تحویل میدادم کردم . تا ساعت ده شب هم که کلاس داشتم . ساعت حدودای هشت شب برای اولین بار  سر کلاس واقعا نمیتونستم چشمامو باز نگه دارم . وقتی دیدم بعضی بچه ها راحت خوابیدن ، منم چشمامو بستم و همون ده دقیقه کلی شارژم کرد. بعدش سرو مرو گنده و شاد و شنگول اومدم خونه تا شام دخترمو بدم و .... باز روز از نو و روزی از نو . البته خوشبختانه این برنامه همیشگی من نیست . بلکه تا دختره خونه هست که همش با اون مشغولم و تا باباش میاد با ایشون و بعد که همه شام  خوردن و خوابیدن ، من تازه میشینم سرکارام . فکر کنم با اینهمه فشاری که به خودم میارم و زندگی رو جدی میگیرم بزودی بمیرم و همه رو راحت کنم . اونوقت رو سنگ قبرم بنویسین زندگی رو زیادی جدی گرفت . ایدئال طلبیش کشتش . اما با تمام وجودش عشق ورزید و خوشحال بود . یه مشگ به تمام معنا .  

راستی من برای اولین بار سبزه ام خیلی قوزمیت شده بود . تازه همونشم یادم رفت سر هفت سین بذارم . بقول رشا آدم باید دلش سبز باشه که مال ما هست . اونم از مدل فسفری جیغیش .

من یه عقیده احمقانه دارم و اون اینه که سال رو هرجوری شروع کنی ، معمولا تا تهش هموجوری ادامه میدی . واسه همین بعضیا میگن با فسق فجور شروع کنن که تا تهش به حال و حول باشه ! البته منظورم روابط حسنه زناشوئی هست . آقایون موافقن دیگه نه ؟ شما خانوما هی اه و اوه کنین خوب ؟ دلتون میخواد بگین شماها سال رو چه جوری شروع کردین ؟

یه چیز دیگه . اون پست قبلی رو فقط چون بانمک بود اینجا گذاشتم که بخندین . اینقدر زندگی رو جدی نگیرین بابا . بعضی ها هم اومدین و گفتین اینا اسپم هست و واسه همه میاد . منم رفتم به این بابا تو همون جایی که پروفایلش هست... نوشتم که فلانی شوخیت گرفته ؟ مگه چشم نداری و ندیدی که من مزدوجم و این حرفا . اونم جواب نوشت :

I am sorry, but u look so nice and if u have a sister or a friend who
willing to get married and have their own family i be happy ,if u
introduce them to me

thanks
I wish u always be younge and happy

 حالا هرکی پایه هست لطفا به بنگاه دلال محبت پری دریائی میل بزنه و تمایل خودشو ابراز کنه. 

 قراره امسال یه سال محشر ، بهتر از همه سالهای گذشته باشه . میدونستین ؟ خوش باشین .

پ ن : حال دوباره خونی این متن رو ندارم . به بزرگواری خودتون چرت و پرت نویسی های منو ببخشید . گاتی پاتی کردم والا . فقط خواستنم یه عرض اندامی کرده باشم !!!  شب بخیر

 

+ نوشته شده در  20 Mar 2008ساعت 2:48 AM  توسط دریا  |