تبليغاتX
پری دریائی

پری دریائی

 اگر هنوزم آدمی باشه که بعد از چهارده سال باهم بودن طرفشو بپرسته و هنوزم عطر تنش براش بهترین بوهای دنیا باشه . هنوزم فکر کنه که طرفش قشنگترین و بی نقص ترین صورت دنیارو داره و تازه بعد از اینهمه سال بازم حرف برای گفتن بهم داشته باشن و از حضور هم بیشترین لذت دنیارو ببرن ، اون فرد میتونه ادعا کنه که آدم خوشحالیه .

 شادی آدما رو از برق نگاهشون میشه فهمید .


 

اینروزا  حسابی کتاب میخونم و اندازه یک دنیا لذت میبرم . عادتی که دارم اینه که دلم میخواد زیر نوشته هایی که به دلم میشینه خط بکشم یا اونا رو جایی بنویسم که جلوی چشمم باشن :

 Now I know that our world is no more permanent than a wave rising on the ocean. Whatever our struggles and triumph, however we may suffer them, all too soon they bleed into a wash, just like watery ink on paper

 Memoirs of a geisha

 

+ نوشته شده در  19 Jul 2008ساعت 3:30 PM  توسط دریا  | 


الان یه لینکی رو دیدم . یاد اون وقتی افتادم که راهنمایی بودم . یادم نیست چه سالی . ته کمد مامانه زیر لباساش یه بسته کاندم بود که عکس پرتقال روش بود . به خودش که میگم اصلا یادش نمیاد . یه دونه اش رو یواشکی بردم مدرسه . دقیقا نمیدونستیم به چه دردی میخوره و دختر باید استفاده اش کنه یا پسره یا .... کلی باهاش خندیدیم . توشو پر آب کردیم و بچه ها دستشون بیل گرفتن و یکی هم تو فرقون نشست و همه با این کاندوم باد کرده عکس انداختیم . بعدشم از ترسمون انداختیمش تو خرابه های پشت مدرسه . حالا یادم نیست که فردا صبحش واقعا یکی آورده بود اونو رو میز معلممون انداخته بود یا شبش خواب دیدم .

اینم این لینک از یه کارخونه تمام اتوماتیک .

پ ن :  اینارو ظهری نوشته بودم و پست کردم . جالبه که دیدم خود بخود پینگ هم شدم ! یا نکنه یکی از شماها که نوشته هامو خوندین پینگم کردین ؟ بعدش رفتم بیرون و هنوز نیم ساعت نشده یه تصادف بدی کردم . بعد باخودم گفتم مرده شور این وبلاگ نحس رو ببرن . هروقت دوکلوم نوشتم یه بلایی سرم اومد . این سومین دفعه هست که دقیقا اینطوری میشه .

راستی هرکی تو کامنتهای پست قبلی سوالی ازم کرده بود ، جوابشو دادم .

 

 

+ نوشته شده در  4 Jul 2008ساعت 5:20 PM  توسط دریا  |