یه روزایی خیلی خوبم . یه روزایی نه . صبحی میرفتیم بیرون . دوباره اون آهنگ قدیمی رو شنیدم . هجوم خاطره ها . بیاد آوردن یک عالمه تنهایی . یک عالمه عشق . یک عالمه دل لرزیدن . ترس از آینده مجهول . دلگرفتگیا و کلی آرزوهای کال . چقدر تفاوت . حالا هم همون آهنگه . بعد از اینهمه سال . همونطوری نفسمو بند آورده بود . عین همون روزا آسمون دلم آفتابی و داغ شد . اما حالا دیگه هیجانش لذت بخش بود . فکر کردم که خدایا اگر این آرامشی که دارم یه خیاله ، منو تا ابد بخوابون که نمیخوام رنگ بیداری رو ببینم . کم دلم نلرزیده . برام حفظش کن . خواهش میکنم . تمنا میکنم . همه روزای عمرم مال تو . عمرمو کوتاه کوتاه کن. اما تو همون عمر کوتاه بهم آرامش بده .
میدونم از این آهنگای بیاد موندنی همه شما آدمای روی زمین زیاد دارین . عجیبه . خیلی عجیبه . این احساس عمیق فقط ۵ دقیقه عمر میکنه . اما مثل اینکه تو دونه دونه سلولهای آدم میره . احساسش ابدیه . انگار هیچ وقت فراموش نمیشه . من هنوزم آهنگهایی رو که بابام روزای جمعه بیست یا سی سال پیش ، زیر لب زمزمه میکرد و یا سوت میزد رو فراموش نمیکنم و خودم گاهی بدون اینکه سر و ته آهنگو بدونم زمزمه میکنمشون . کاش اون آهنگای بیاد موندنی همشون خاطرات شادی رو برامون به ارمغان میاوردن .
من زیاد اهل شعر نیستم . اما باور نمیکنم . الان یه فال حافظ گرفتم . اونقدر عجیب بود که هنوز چشمام گرده . به فال اعتقاد دارین ؟؟؟؟؟
گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
زجام وصل می نوشم زباغ عیش گل چینم
شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد
لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم
مگر دیوانه خواهم شد درین سودا که شب تا روز
سخن با ماه میگویم پری درخواب میبینم
لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران
منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم
..............................................................
دوستون دارم . دلتون شاد شاد . فعلا تا بعد