سلام به همه دوستای عزیزم. دلم برای تک تکتون خیلی تنگ شده . برای شیرین زبونیای آیسانم که دیگه همه دورو بریهای من میشناسنش . برای ملودی جیگرم که مامانش انگار خیلی گرفتاره و نمینویسه ، اما ایشالا که زندگیشون بروفق مراد باشه . نگرانم برای گشنیز که امیدوارم هرجا هست خدا پشت و پناهش باشه و جاش امنه امن باشه و حتما تو بهترین رشته ها قبول بشه و یه آینده ماه داشته باشه . دلم واسه افسانه ، مامان سپهر و افسانه رسولی و مامان غزل و ملودی تازه عروس و حتی سارافن هم خیلی خیلی تنگ شده . آخه دخترای خوب کوشین ؟ نمیگین ماها هم دل داریم . هنگامه هم بالاخره پیداش شد . اونم کلی جیگر طلا تر از قبل . خوش اومدی .
اما پست الان رو فقط و فقط میخوام به یه دوست عزیزم اختصاص بدم . یه نوشی دیگه . چرا همتون همش از نوشی یاد میکنین وقتی که هزاران زن تو موقعیتهای همون طوری هر روزه با مشکلاتشون دست و پنجه نرم میکنن . این دوست من مهتابه . دلم میخواست که دلش به گرمی آفتاب باشه . از همه شما دوستای خوبم و همه وبلاگ خونای عزیزم خواهش میکنم اگر کاری از دستتون برمیاد براش بکنین . هرکسی اگر چاره ای بنظرش میرسه لطفا بهش برسونین . دلم میخواد ایمان داشته باشم که دنیای وبلاگی فقط برای سرگرمی و تفریح نیست . میخوام ایمان داشته باشم که موقع درد هم میتونیم بداد هم برسیم . این هم آدرس وبلاگشه : http://ayadamha.persianblog.com/
از همه شما آدمای مهربون خیلی ممنونم
