سلام به همه دوستان و خواننده های خوب وبلاگم . من این روزا زیاد اوضاع خوبی ندارم . حال دخترم روبراه نیست و واقعا خسته ام میکنه . دوروزی هم سرما خورده بودم . آخر شب هم از خستگی نای آپ کردن وبلاگمو ندارم . در اولین فرصت بقیه داستان رو مینویسم . ببخشید که نتونستم برای وبلاگای قشنگتون هم کامنتی بذارم . از همه دوستان ماهی هم که بهم میل زدن عذر میخوام . جوابتون رو در اسرع وقت میدم . خیلی احساس خستگی میکنم . تازه خودم دارم قوز بالا قوزشم میکنم . با اینهمه گرفتاری میخوام از این هفته درس خوندن رو هم شروع کنم . خلی که شاخ و دم نداره . اما از خود اینجوریم اصلا راضی نیستم . خودم رو فقط تو نقش مامان دوست ندارم . یه چیزایی رو هم باید به خودم ثابت کنم . میخوام بدونم که هنوزم میتونم . هنوزم جربزه اشو دارم . هر جوری که هست باید بتونم . امیدوارم ....
دوستون دارم