تبليغاتX
پری دریائی - از همه جا و هیچ جا

پری دریائی

اینروزا اونقدر گرفتارم که با عرض شرمندگی نتونستم واسه چندتا پست آخر هیچ دوستی یه کامنت درست و حسابی هم بذارم . اولندش که بازم شدم همون آدم با انرژی سابق . بعدشم دیدم این وبلاگ بازی هیچ دردی ازم دوا نمیکنه جز اتلاف وقت . واسه همین محدودش کردم به ۵ دقیقه در روز و فقط تند تند وبلاگهایی رو که آپ میشن رو میخونم و د در رو .

این چند وقته که هرچی بلای آسمانی بود تو شهر ما سرو کله اش پیدا شده . کل کشور کانادا گرم و عالی . اینجا رو بخدا چشم زدن . همش باد و طوفانهای وحشتناک و برف .

پریشب نصفه شبی یه صدای  وحشتناک مثل آژیر خطری که واسه آتیش سوزی میزنن اومد و مارو از خواب بیدار کرد و دیدیم ای دل غافل عجب طوفان وحشتناکیه . نگو که برق هم رفته و خونه و مخصوصا اتاق بهدونه شد یخچال . طوریکه صبح که رفتم سراغش دیدم جوراباشم در آورده و پاهاش از سرما شده رنگ گچ . حالا اینو داشته باشین که واسه ناهار مهمون هم دعوت کردم . بدون برق زندگی آدم واقعا فلج میشه و من تا چند دقیقه بهت زده بودم و نمیدونستم چه غلطی کنم . یه سری ساموسا ( یه چیزی شبیه سمبوسه ) درست کرده بودم که موادش رو از شب پیش حاضر کرده بودم اما باید تو فر میذاشتم . رشا گفت بذار تو بارکیو . همشون اون تو سوختن . بعدش گفتم کباب میذارم که با نون بخوریم .یه آش رشته مشتی هم روی اجاق بغل باربکیو گذاشتم . اونقدرم هواسرد بود که لامصب نمیشد زود بزود بهش سر زد . خوبه که عدسشو از شب پیش پخته بودم و نخود لوبیارو هم کنسروی  استفاده کردم . اما آی عالی شد و چسبید . اما نه تونستم موهامو سشوار کنم و نه سبزی خورد کنم کار میکرد و اونهمه سبزی رو تند تند با دست خورد کردم و حتی دربازکنمون هم ( برای باز کردن کنسروها ) برقی بود ! دیگه یکدفعه دیدیم که بابا چقدر خودمون وابسته این برق کردیم . حتی تلفنمون هم بیسیمی بود و از کار افتاده بود . تلویزیون و اینترنتمون هم تا همین امروز صبح کار نمیرد .

بالاخره با سلام و صلوات ساعت دو و ربع ظهر برق اومد . بازم باهمون آژیر وحشتناک . زودی هم یه کته گذاشتم و بقیه ساموساهارو تو فر گذاشتم و خلاصه کباب و سالاد و ..... بقیه چیزاهم که از قبل آماده بودن و مهمونی به خوبی و خوشی برگزار شد . کلی هم خوش گذشت و خندیدیم . مهمونامون  یه دختر داشتن که از بهدونه چهار ماه کوچیکتره و من خیلی دوسش دارم . بچه به اون آرومی تازگیا یه ووروجکی شده که بهدونه پیشش لنگ میندازه . اولش دخترم نمیخواست هیچیشو بهش بده و همه  اسباب بازیاشو ازش پس میگرفت و هی بهش زور میگفت . اما اونم اصلا از رو نمیرفت . آخرش دیگه اونقدر باهم جور شده بودن که هی بهدونه میگیرفت ماچش میکرد . برام خیلی جالب بود دیدن یک عالمه تفاوت بین بچه ها . انگار که هیچ وجه اشتراکی بین این دوتا بچه نباشه . وقتی رفتن ،انگار خونمون بمب ترکیده باشه !

یه چیز بامزه ای هم بگم و اون اینه که رشا سر صبحی رفت که کپسول گاز برای باربکیو بخره و فکر میکرد که الان همه مردم هجوم آوردن واسه خرید ( بخاطر بی برقی ) و دیده بود اوووووووه چه صفیه تو پمپ بنزین . اما همه واسه خرید قهوه صبحگاهی صف بستن !

دوسه روز پیش با بهدونه رفتیم خرید . هربار که تنها میرم خرید مایحتاج خونه ، اونقدر این بچه اذیتم میکنه که میگم عجب غلطی کردم . بار آخرمه . اون بار هم چرخ خرید اونقدر سنگین بود که با دو دست هم بزور هولش میدادم  .دخترک هم توش نمی شست . قسمت آخر که باید جنسهارو بچینیم که بارکدشو اسکن کنن و بعد تو کیسه بذاریم و بعدشم توی چرخ خرید....یه آقایی پشت مابود و داشت بهدونه زر زرو رو نگاه میکرد . نمیدونم اخم کرد یا چی که یک دفعه بهدونه جیغی کشید و شروع کرد به گفتن اذیه اذیه ( اذیت میکنه ) و آنچنان زاری میزد که همه فروشگاهو گذاشته بود روی سرش . آی تو دلم هر چی فحش بلد بودم دادم . مردیکه احمق هم که میدید با یه دست یه بچه دوازده کیلویی بغلمه و یه دست اونهمه خریدهای سنیگن رو دارم جابجا میکنم عوض اینکه بگه کمک میخوای یا نه هی چپ چپ نگاه میکرد که چرا زودتر حساب نمیکنم  . مچ دستام واقعا درد گرفته بودن . خلاصه یکی از کیسه ها هم سوراخ بود و یه شیشه گنده ترشی هم افتاد زمین و خورد شد و چرخ خرید هم که آخرش یه دلاریمو خورد ( اینجا برای اینکه مردم چرخهای خرید رو با خودشون نبرن و بر گردونشون ، اونهارو پولی میکنن ) . کارد میزدین ، خونم درنمیومد . بچه همیشه شیرینه . همیشه عشقه . اما گاهی واقعا آدمو به غلط کردن میندازه .

این چند روز اخیر هم شده یه دختر بدغذا و سر هر وعده غذاش منو حسابی حرص میده . دیشب بالاخره نوک یکی از دندونای آسیاب فک پائینش دراومد . حالا ۱۱ تا دندون داره . قبل خواب هم یکم گریه کرد . تا سرشو ناز کردم خوابش برد . یادم افتاد که وقتی کوچولو بود باید هرشب بیشتر از یک ساعت بهش شیر میدادم تا بخوابه .  گاهی هم  باید حسابی نازش میکردم  تا خمار بشه و بخوابه . اونقدر توی تختش خم میشدم و دولا میموندم که کمرم همیشه درد میکرد . تا بخوابه من خشک میشدم . گاهی تا میومدم پامو بذارم از اتاقش  بیرون یکدفعه بیدار میشد و همه این مراسمها از اول ... تا اینکه یه شب به پیشنهاد رشا گذاشتیم یکم گریه کنه و کم کم در عرض چند شب یاد گرفت که خودش بخوابه . بهمین راحتی .  


دوتا نکته هست که من هربار یاد میره که بنویسمشون و الان میگم تا شاید بدرد بچه دار ها بخوره . یکی اینکه هیچ ماده غذایی رو زودتر از موعدش به بچه ها ندین . چون معده بچه بالغ نشده و با اون ماده مثل یه جسم خارجی رفتار میکنه و بدنش بر علیه اون آنتی بادی میسازه و بعدها به اون ماده غذایی حساسیت پیدا میکنه .

مثلا از چیزهایی که توصیه میشه اینه که از شش ماهگی دادن آب و ماهی و از هفت تا ده ماهگی دادن انواع گوشت و مرغ و از هشت ماهگی دادن ماست و از نه ماهگی میتونین دادن پنیر رو شروع کنین . از دوازده ماهگی دادن گروه توتها مثل توت فرنگی و همینطور  ذرت ، عسل و پرتقال و بعد از دو سالگی دادن غذاهای ادویه دار مثل فلفل و کاری و ... و همینطور دادن آبنبات و بعد از سه سالگی دادن میوه های خشک شده  و کشمش رو میتونین شروع کنین .


دیگه یک نکته دیگه هم که چون خودم تو این حرفه هستم شاید حساسیتم روش زیاده رو باید بگم و اون مسواک زدنه . اینجا توصیه میکنن که باید برای بچه ها از حدود چهار ماهگی مسواک  زدن رو شروع کنین که بهش عادت کنن . وقتی هم که دندون در میارن حداقل روزی دوبار . برای مسواک زدن اول بچه رو بخوابونین رون پاهاتون . ( حتی میتونین روی توالت فرنگی یا صندلی بشینین و بچه رو برعکس روی پاهاتون بذارین ) طوریکه سرش بسمت شما باشه و خودتون تمام دندوناشو مسواک بزنین و بعدش مسواک رو بدین بهش تا مثلا خودش مسواک بزنه که اوایل بچه گاز گاز میزنه . اما از حدود فکر کنم چهارده ماهگی ببعد میتونه کم کم مسواک بزنه . اما حتما حتما اول خودتون مسواک بزنین و اینکار رو تا حدود چهار یا پنج سالگی اونها ادامه بدین . اوایل شاید بچه ها خوششون نیاد و مقاومت کنن . اما عادت میکنن . من خودم دخترمو روی کابینت بغل دستشوئی میخوابونم و مسواکشو میزنم و بعد میدم دستش . دیگه اینکه وقتی که دندون درمیارن باید از خمیر دندون دارای فلوراید استفاده کنین . اما خیلی خیلی کم بزنین . چون بچه ها معمولا قورتش میدن و مقدار زیاد فلوراید باعث لک افتادن دندونها میشه . اما حتما باید فلوراید داشته باشه که جلوی پوسیدگی رو بگیره . در مناطق آتشفشانی که آب خوردنی دارای فلورایده ، دنودنهای افراد اصلا پوسیده نمیشه . حتی اونایی که بهداشت رو خوب رعایت نمیکنن . چون کلا جنس دندون هاشون ترکیبی از فلوراید داره که خیلی مقاومتر از کلسیم خالیه .

از خمیر دندون فلوراید دار فقط برای شبهای بچه ها استفاده کنین و درطول روز از این نوع خمیر دندونایی که فلوراید ندارن و همه جور طعمش برای بچه ها هست استفاده کنین که مقدار فلوراید در بدنشون زیاد نشه .

 

چندتا عکس میذارم که اولیش مربوط به اینه که به بهدونه یکبار گفتم  دخترم برو عقب بچسب به میز تا من عکستو بگیرم... حسن ختام هم درخت کریسمس خوشگل منه که خیلی دوسش دارم .

دلتون شاد وتنتون سالم

 

+ نوشته شده در  16 Dec 2006ساعت 3:3 PM  توسط دریا  |