تبليغاتX
پری دریائی - عکسهای دیزنی لند

پری دریائی

ماها خوبیم . آخر هفته اسباب کشی دارم . گفته بودم که این هفتمین بار توی این دهسال و نیم زندگی مشترکه ؟ واسه همین هم وقت آپ کردن ندارم . دقت کردین که صدی نود از آدمایی که مینویسن ، آدمهای تنهایی هستن . منم وقتی شروع به نوشتن کردم ، دنبال گوش مفت میگشتم . حالا اونقدر دوست دوروبرم ریخته که نیازی به نوشتن ندارم . شایدم بالاخره سر پیری دارم یاد میگیرم که هر آدمی دوتا چشم و دوتا گوش داره و فقط یه زبون . سارا جون اینم بخاطر تو که اصلا نمیدونم کدوم سارا هستی چون نشونی از خودت بجا نذاشتی اما نگران حالم بودی . ممنون

راستی این منطق بعضی آدمهاست که منو کشته . دونفر دارن باهم حرف میزنن . یکی میگه خونه خریدیم . دومی میپرسه بزرگه ؟ ( بخاطر این میپرسه که میخواد تابستون رو تلپ بشه رو سر اون یکی و میخواد ببینه که میتونه زیاد بمونه یا نه ) اولی میگه بد نیست ، پنج تا اتاق خواب داره . دومی میگه پس طرفهای شما حتما خونه خیلی ارزونه . آخه پسر من بعد از اینهمه سال یه خونه خیلی کوچولو خریده و اونم خیلییییی گرون ؟! ( بماند که اون شهر آدم اولی سومین شهر گرون دنیاست و خونه های مرکز  شهرش گرون ترین خونه های دنیا و شهر آدم دومیه یه شهر کوچولوی ساحلی ارزون ) . من این وسط چیکاره ام . هیچی والا فقط شنونده .

یک کتاب خیلی جالبی رو شروع کردم بخوندن . یاد میده که چجوری میشه میلیونر شد . مسلمه که به دلار نه تومن . اگر یادم موند و وقتشو پیدا کردم درموردش مینویسم .

Bob works hard at the plant and spends two nights each week bowling and plays golf every Saturday . His wife thinks he's pushing himself too hard , so for his birthday she takes him to a local strip club

The doorman at the club greets them and says : Hey, Bob! How you doin

His wife is puzzled and asks if he's been to this club before. "Oh no," says Bob . He's on my bowling team  

When they are seated, a waitress asks Bob if he'd like his usual and brings over a Budweiser  

His wife is becoming increasingly uncomfortable and says : How did she know that you drink Budweiser  

I recognize her, she's the waitress from the golf club . I always have a Bud at the end of the 1st nine , honey

A stripper then comes over to their table , throws her arms around Bob,starts to rub herself all over him and says : Hi Bobby . Want your usual table dance , big boy

Bob's wife , now furious , grabs her purse and storms out of the club

Bob follows and spots her getting into a cab . Before she can slam the door , he jumps in beside her

Bob tries desperately to explain how the stripper must have mistaken him for someone else, but his wife is having none of it. She is screaming at him at the top of her lungs, calling him every F… word in the book

The cabby turns around and says, Geez Bob, you picked up a real bitch this time


یکسری عکس از دیزنی لند کالیفرنیا گرفته بودم که فراموش کرده بودم بذارمشون . امیدوارم که خوشتون بیاد و دیگه اینکه امیدوارم که هرکسی که نرفته ، قسمتش بشه و حتما حتما بره . من که خیلی بهم خوش گذشت . بطوریکه شب دلم نمیخواست به خونه برگردم . اونجا فقط یه پارک مثل شهر بازیهای ایران نیست . برای هر رده سنی یک عالمه نمایشها و بازیها و جاهای دیدنی داره که آدم نمیفهمه روزش چجوری میگذره . یکی از چیزای خیلی جالبی هم که دیدم این بود که بازیهای باحالش واقها صفهای طولانی داشتن . اما بغل هر صفی ، یک سری باجه هایی گذاشته بودن که اون بلیط ورودی پارک ( حدود هفتاد دلار بود ) رو واردش میکنین و براتون یه رسید پرینت میکنه و توش نوشته که مثلا برای فلان بازی از ساعت ۴ تا ۵ شما میتونین هر وقت که بخواین برین و بدون صف سوارش بشین . ( fast line ) 

 

پارکینگ پنج شش طبقه دیزنی لند . هر طبقه رو به اسم یکی از شخصیتهای کارتونی اسم گذاری کرده بودن . با آسانسور ها و پله برقی های متعدد :

ورودی دیزنی لند :

صبحش یه چیز اما شبش یه چیز دیگه بود . با آتیش بازی و رژه شخصیتهای دیزنی و ...

خوش باشین

 

+ نوشته شده در  24 Jun 2007ساعت 3:3 PM  توسط دریا  |