تبليغاتX
پری دریائی - زنی با لبهای براق

پری دریائی

نمیدونم چرا از من انتظار دارین که بنویسم . این مزخرفاتی که تو کله منه بهتره همینجا بمونن . بهتره مثل همیشه واسه همه دنیا لبخند ملیح بزنم . حتی دهنمو باز هم نکنم . مثل همیشه بگم که خوبم و همه چیز عالیه .

حالم اصلا خوب نیست . یعنی اگر بنویسم بهتر میشم ؟ فکر نکنم .  چرا این مدلی شدم ؟! هفته بدی رو گذروندم . هیچ کس نمیدونه چی بمن میگذره . هی نپرسین فلانی خوبی ؟ نه من اصلا خوب نیستم . من خرابم . مریضم . کم آوردم . اصلا نمیدونم چه مرگمه . هر مرضی رو سرچ کردم . آخرش گفتم شاید یه مرض بی درمون دارم که هنوز کشف نشده . امروز یک ساعت تمام رانندگی کردم تا دکتر قبلیمو ببینم . دلم براش تنگ شده بود . اون تنها کسیه که حرفمو گوش میکنه و برام وقت میذاره . تنها کس . گفتم شاید معجزه ای بشه و بدونه من چه مرگمه . دیشب اونقدر تو اینترنت سرچ کردم که آخرش به این نتیجه رسیدم که شاید من افسردگی پیدا کردم . اه اه . از اسمشم حالم بهم میخوره . همیشه تحقیرش کردم . اصلا غمگین یا ناراحت نیستم . بی حسم . خسته هستم . اونقدر خسته که گاهی مثل یه جسد میوفتم . دلم یه بغل مهربون میخواد . اونقدر اینروزا از ته دلم احساس خلا میکنم که انگار تو یه جاده بیابونی تنها هستم . دلم فقط یکی رو میخواد که منو گوش کنه . حرف نزنه . نگاهش واقعی مهربون باشه . اصلا نگاهم نکنه . قضاوتم نکنه . عیب روم نذاره . تلقین منفی نکنه . منو خالی نکنه . انرژیمو نگیره . هی نگه تو چته . مگه کوه کندی . دلم یه گریه سیر میخواد . این بغض لعنتی داره گلومو خفه میکنه . دکترم میگه مشکلاتتو کم نگیر . تو همش از خودت انرژی میذاری . واسه خودت چیزی نمیمونه . گفت که من خیلی تنهام ! من سالهاست اینجورم . تاحالا چرا چیزیم نبود  ! میگه بعد از اومدن بچه همه چیز فرق میکنه . راست میگه همه چیز . حتی من . خیلی باهام حرف زد . پرسید که چی میخوام ؟ قرص شادی بخش ؟؟ من غمگین نیستم . اما از درون خالیم . دارم داغون میشم . کاش فقط یکم تمرکز و انرژی قبلیمو داشتم . فقط یکم . مثل همیشه باید یه لیتر خون بدم تا بفهمم که مشکلم روانیه و نه بدنی . قراره این دکترم هم بره تخصص بگیره . این ماه آخرین ماهیه که کار میکنه . برای سالها  .

 

چند نفری هستن که هر هفته برطبق وظیفه حالمو میپرسن . اما هیچ کدوم واقعا نمیخوان بدونن بمن چی میگذره . هیچ کدوم نمیفهمن که دلیل عصبانیتها و  پرخاشگریام چیه . تنها چیزی که میدونم میگن اینه که فلانی بداخلاقه . همون حرفای تکراری و همیشگی . حتی یک جمله تازه تو این چند سال نبوده . هوا چطوره؟ بچه چطوره ؟ چیکارا میکنین ؟ شام خوردین ؟ کاش که دیگه کسی حالمو نپرسه .

 

میخوام گم و گور بشم . چند هفته تمام برم یه گوشه دنیا . یه جا که هیشکی رو نشناسم . میخوام آدمای دورو برم برای چند هفته غیب بشن . انگار که نیستن . اینطوری نگرانشون هم نمیشم .

داغ کردم . دارم خل و جل میشم .

 

 دارم رانندگی میکنم . استرس زیادی دارم . گاهی بغضم میگیره . فکر حرفایی هستم که باید بگم . فکر حرفایی هستم که اصلا نباید بگم . بخودم میگم هی خره حواستو جمع کن . احمق نشی همه چیز رو لو بدی . بارک الله خوب فیلم بازی کن . مثل احمقها بخند تا کسی نفهمه . خیلی با زحمت سرعت مجاز رو رعایت میکنم . یه آدامس بادکنکی گنده انداختم دهنم . هی بادش میکنم و هی میترکونمش . برام مهم نیست که دیگران چی فکر میکنن . جویدنش کم کم آرومم میکنه . هی میجوم و هی باد میکنم و هی تق و تق میترکونم . وقتی میترکه به دور لبام میچسبه. حتما داره ماتیکمو کم رنگ میکنه . به درک . با عینک آفتابیم احساس امنیت میکنم . کسی منو نمیشناسه . هرچند که بدون اونم هیچ احدی تو این برهوت منو نمیشناسه . دارم این آهنگو گوش میکنم ( Rihanna - Don't Stop The Music ) صداش اونقدر بلنده که دلمو میلرزونه . باخودم خیالبافی میکنم . کاش تو این هوای داغ یه شلوارک و جلیقه چرم مشکی پوشیده بودم . زیپ یقه جلیقه ام یکم باز بود و از زیرش یه سوتین ورنی قرمز دیده میشد . ماتیک قرمز براق هم زده باشم . خیلی براق و شیرین . دلم بوی وانیل و شکلات میخواد . سوار یه موتور سیکلت هارلی دیویدسون باشم . تو جاده ای که محدودیت سرعت نیست . دیوونه وار برونم . به ناکجا آباد . برم یه جایی دور دور . لب یه دریای آروم . یه جای تازه . گرم و داغ . هیشکی به هیشکی نباشه . دلم مستی و بیخیالی میخواد . لغتی که دنبالشم اینه : Peacefull

خوب آخرش که چی . برگرد به دنیای عادی . حواست رو به رانندگی جمع کن . برگرد به همون نقش همیشگی خودت . یه زن . یه مادر . از هفته دیگه یه زن مادر مدرسه ای .  

درحال حاضر هیچ چیزی تو زندگیم نیست که دلم بخواد دیلیت بشه . همه چیز همونیه که من میخوام . همه چیز جای خودش خوبه . فقط منم که لنگ میزنم .

منو دوست دارین ؟ یکم بهم انرژی میدین ؟ یه کوچولو .

دلم برای خودم خیلی تنگه . خودمو میخوام . همون خود همیشگی . خود خودم . پر از شر و شور زندگی .

 

 

+ نوشته شده در  29 Aug 2007ساعت 4:34 PM  توسط دریا  |