تبليغاتX
پری دریائی - برف پاااااااااااارو میییییییکنیم

پری دریائی

یاد بچیگیهام افتادم . اونروزا که یه متر برف میومد و مامانه بیدارمون نمیکرد و میگفت بخوابین مدرسه ها تعطیلن و خواهره میخوابید و من اصلا حرف گوش نمیکردم و عمرا اگر غیبت میکردم . با هر بدبختی بود از سر تپه قیطریه تا مدرسه ام تو خیابون سعد آباد رو پیاده  میرفتم . کله خر لجباز دیسیپلینی . درست عین امروز که سی چهل سانتی برف اومده بود و شوهره هرچی میگفت کلاسو ولش کن ، من گوش نمیکردم و تند تند حاضر میشدم که برفای دم گاراژ رو پارو کنیم و من برم . اما ته دلم واقعا از رانندگی تو همچین برفی وحشت داشتم . تا اینکه یه بابایی گفت که یه زنگی بزن شاید کلاسات تعطیلن و دیدم که گنده تو سایت کالجم نوشتن که فیتیله کلاسا تعطیله .

روزمون به برف بازی و پارو کردن و سورتمه سواری گذشت .  کوچه رو با غش غش خند هامون گذاشتیم رو سرمون و با چند تا همسایه خوب هم آشنا شدیم . غذاهای خوشمزه منو دور هم خوردیم و کلی هم با آهنگای قری ایرانی ، قر جوادی دادیم .

صبح بهدونه کلاه آق رشا رو گذاشته سرش و میگه :

 مامی لوت ات می .  آی لوت پریدی دود (  Momy look at me. I look pretty good) !

خوش باشین

 

+ نوشته شده در  30 Jan 2008ساعت 2:24 AM  توسط دریا  |