سلام به همه دوستای مهربونی که تو این چند روز پیدا کردم.خیلی ممنوون از تمام محبتاتون.
والا هنوز تو تایپ فارسی خیلی کندم و ۳ ساعت باید دنبال این حرفا بگردم. پس ببینین وقتی کامنت میذارم چه شاهکاری میکنم. اما اونقدر گرفتاری های روزانه دارم که نگو. واسه همین هم کمی دیر به دیر آپ میکنم. اما ایشالا ماشالا بهتر میشم.و به همتون هم در اولین فرصت سر میزنم.
دیروز برام روز خیلی بدی بود. از اون روزای نحس. اول ماشینو به یک ستون مالیدم. بعد با به دونه رفتیم دندون پزشکی برای مشاوره . این فسقل خانم هم حسابی گریه کرد و نذاشت به کارم برسم ...
بعد اومدیم خونه. تازگیها هم که شروع کرده ایستادن و راه رفتن. اونقدر وول خورد که تا ۵ ثانیه غافل شدم با صورت خورد زمین و صندلی هم که روش نشسته بود روش افتاد. داشتم سکته می کردم . اما خدا رو شکر چیزیش نشده.
شب هم که اومدم برم جیم( همون سالن بدنسازی خودمون) بارون میومد سیل آسا. ماشین جلویی من یک دفعه برای یک عابر ترمز کرد. منم گرومپی زدم بهش. لامصب اون که خال بر نداشت. اما جلوی ماشین من داغون شده. اولین بار بود که تو عمرم تصادف میکردم و نمیدونستم چی کار باید بکنم و وقتی دست از پا درازتر برگشتم خونه یک دل سیر تو حموم گریه کردم. بعدش هم یک فیلم دیدیم به اسم flight plan که بدک نبود و منوکمی شنگول کرد و از اون حال و هوا در آورد.
اما امروز مجبور شدم با همان ماشین اسقاطی برم بیرون کارامو بکنم. سلامت باشیم بقیه چیزا حله .